الشيخ رسول جعفريان
884
رسائل حجابيه (فارسى)
مريم به حواريين خود كه ، حضرت موسى امر نمود شما را ، زنا نكنيد ، ولى من امر مىكنم شما را در دل خود خيال زنا نكنيد تا چه رسد به زنا نمودن ؛ زيرا كسى كه در دل خيال نمايد زنا را ، چنان است در حجرهاى كه سفيد و مزّين است ، آتشى بيفروزد ؛ ناچار دود آتش حجرهء سفيد را سياه و تيره خواهد نمود ؛ اگرچه نسوزاند حجره را تا آخر حديث . « 1 » و از اين جهت است كه خدا حرام فرمود خلوت با اجنبيّه را ، گرچه زن و مرد هر دو صالحه و صالح باشند ، و خطور نكند در دل ايشان زنا تا چه رسد به قصد و نيّت زنا ؛ و نهى فرمود از اينكه زنان پاهاى خود را بكوبند بر زمين تا صداى خلخال پاهاى ايشان به گوش اجانب برسد ؛ و نهى فرمود از خضوع در قول و گفتار و نرمى در تكلّم زنان با مردان ؛ مباد آنكه دل مريضى از مردان طمع نموده و متوجه گردد ؛ و نهى فرمود از سكنا دادن زنان را در اطاقهاى بالاخانه و غرفهها و قصرهاى مشرف به معابر و خيابانها ؛ و نهى فرمود زنان را از ياد دادن سورهء يوسف ؛ و نهى فرمود از سوار شدن بر اسبها ؛ و نهى فرمود از نظر نمودن مردان در كوچهها و خيابانها به پشت سر زنها در چادر و در ميانهء جامهها . بنابراين چگونه خواهد بود حال اشخاصى كه نظر مىكنند به سر و صورت و محاسن زنان زيبا و دختران رعنا با انواع زينتها و دلربايىها آن نظرى كه حقا به منزلهء تير مسمومى است از تيرهاى شيطان . چگونه تصوّر مىشود كه نجات يابد جوان مست شهوت و جاهل و نادان از فتنهء زنا و شرّ شيطان . [ آيهء دوازدهم در وجوب حجاب ] دوازدهم از آيات مؤيّده « وَ لا تَقْفُ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ كُلُّ أُولئِكَ كانَ عَنْهُ مَسْؤُلًا » ؛ « 2 » معناى ظاهرى آنكه خدا مىفرمايد به پيغمبرش : متابعت نكن آنچه را براى تو معلوم نشده ؛ زيرا گوش و چشم و دل شما مأمور و مورد مسؤوليتاند و از آنها سؤال خواهد شد . شيخ طبرسى عليه الرحمه در مجمع البيان مىفرمايد : جمله « لا تَقْفُ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ » اصل و قاعده اقتضاء دارد كه عام باشد ؛ يعنى هر قول و فعل و عزمى را كه علمى نباشد ، شامل شود ؛ پس كأنّه خدا فرموده : مگو سخنى مگر آنچه را مىدانى كه براى تو جايز است گفتن ، و مكن عملى را مگر آنچه را مىدانى بجاى آوردنش براى تو جايز است ؛ و باور مكن در دلت مگر آنچه را مىدانى كه جايز است براى تو اعتقادش ، تا به اينجا فرمايش طبرسى
--> ( 1 ) . كافى ، ج 5 ، ص 542 ( 2 ) . اسراء ، 36